حضرت امام خمینی(ره) در پانزدهمین حدیث از چهل حدیث خود به بلاها و امتحانات پروردگار نسبت به مؤمنان پرداخته است. این حدیث با بیان روایتی از امام صادق(ع) آغاز می گردد.

سماعه به نقل از امام صادق(ع) گفت که آن حضرت از امام علی(ع) فرمود:" همانا در کتاب علی(ع) آمده است که همانا سخت ترین مردم از لحاظ بلا پیغمبران اند. سپس جانشینان آن ها. پس نیکوکارتران و نیکوکارتران؛ و همانا این گونه است که مؤمن به اندازه کارهای نیکویش مبتلا می گردد. پس هر کس که دین او درست و کار او نیکو باشد، بلای او هم سخت خواهد گردید، و این بدان خاطر است که خداوند متعال دنیا را نه ثوابی از برای مؤمن قرار داده و نه مجازاتی برای کافر؛ و کسی که دینش اندک و عقلش ضعیف است، بلای او هم اندک خواهد بود، و همانا سرعت بلا به سوی مؤمن پرهیزکار تندتر از باران به سوی آرامگاه زمین است."

"بلا" آن چیزی است که خداوند متعال، بندگان خود را با آن ها امتحان می کند، مانند بیماری ها و فقر، و گاه با دادن دولت و جاه و مقام بنده را امتحان می کند.

این نکته را باید دانست که نفوس انسان ها در ابتدای ظهور و تعلق به بدن ها بالقوه شامل تمام علوم و کمالات است و به مرور زمان ادراکات ضعیف در او ایجاد می شود مانند لمس کردن و دیگر حواس ظاهری، و سپس ادراکات باطنی در او ایجاد می گردد، و اگر تحت تأثیراتی قرار نگیرد، میل به زشتی در آن ایجاد می گردد، تا جایی که به حیوانی درنده و شیطانی غریب تبدیل خواهد شد!

برای جلوگیری از این کار خداوند متعال دو مربی( مربی باطنی یعنی عقل، و مربی ظاهری یعنی پیامبران) را برای تربیت آنها قرار داده است و این دو مربی بدون کمک به یکدیگر نمی توانند مؤثر واقع شوند. این دو نعمت بزرگ را خداوند متعال اسباب تمیز انسان ها از یکدیگر و اسباب امتحان آنها از هم قرار داده است.

امام صادق(ع) فرمود:" حتمی است برای مردم که خالص شوند و امتحان گردند و از یکدیگر تمیز داده شوند و غربال گردند و مردمان بسیاری در غربال استخراج شوند."

بر اساس روایات مختلف روشن می شود که هر بخشش و توسعه ای و هرمنعی و هر امر و نهی ای برای امتحان است؛ و نیز برانگیخته شدن پیامبران و ارسال کتاب های آسمانی برای جدا شدن بدکاران از نکوکاران و بدبختان از خوشبختان است، تا در این امتحان حجت الهی بر مردم تمام شود، زیرا خداوند به همه چیز آگاه است.

شدت ابتلای پیامبران و اوصیا و مؤمنان

هرعملی که از انسان سر می زند و هر لذتی که انسان می برد، اثری در نفس بر جای می گذارد و هر چه شخص در لذت ها بیش تر غوطه بخورد، علاقه اش به دنیا بیش تر می گردد و به همان اندازه از آخرت غفلت می ورزد تا جایی که توجه او از خداوند و آخرت کلاً سلب می گردد.

از سوی دیگر هر گاه انسان از پدیده ای بدی و سختی هایی ملاحظه کند، از آن متنفر ورویگردان می شود، و سعی می کند آن را از خود دور سازد. بر اساس همین مطلب هر گاه انسان از این عالم بلاها و دردها و سختی ها دید طبیعتاً از آن متنفر می شود، دلبستگی او به این دنیا کم می شود، سعی می کند از آن روحاً کوچ کند و دل به سرای دیگر بفرستد.

لذا هر چه عنایت خداوند متعال به بنده ای بیش تر باشد، موج های بلا را بیش تر متوجه او می کند تا این که روح این بنده از دنیا و زخارف و زینت های آن منصرف گردد.

آینه( خداوند متعال) او را از دنیا پرهیز می دارد، همان طور که طبیب مریض را ( پرهیز می دارد).

همچنین عنایات ازلی خداوند متعال به انبیا و اولیا به خاطر آن است که خداوند آگاهی دارد که آن ها در زمان تکلیف او را اطلاعت می کنند.

از دیگر نکات شدت ابتلا و گرفتاری بندگان خاص خداوند آن است که بیشتر به یاد خدا بیفتند؛ زیرا اصولاً انسان ها در هنگام راحتی و آسایش غفلت می ورزند. البته این نکته در خصوص انبیا و اولیای کامل تا حدی فرق می کند، زیرا قلب این ها محکم تر از آن است که به دنیا علاقه ورزد و نیازی باشد تا با سختی وبلا چهره از دنیا برگردانند، بلکه اینان به نور باطنی دریافته اند که حضرت پروردگار به این عالم توجهی ندارد، لذا فقر را بر ثروت و بلا را بر راحتی ترجیح داده اند.در حدیث است که جبرئیل کلید خزائن زمین را به پیشگاه حضرت ختمی مرتبت آورد و عرض کرد که در صورت قبول این ها، چیزی هم از مقامات اخروی شما کم نمی گردد، اما حضرت برای فروتنی در برابر پروردگار آن را قبول نکرد و فقر را برگزید.

همچنین در روایات آمده است که برای مؤمنان مراتبی است که نمی توان به آن ها رسید مگر به سبب تحمل سختی و بلا ، چنان که امام حسین(ع) رسول خدا(ص) را در خواب دید، حضرت به آن مظلوم فرمود:" از برای تو در بهشت درجه ای است که به آن نمی رسی مگر با شهادت".

در روایت دیگر از امام صادق(ع) آمده است که همانا بزرگی مرد به بزرگی بلایی است که به او می رسد؛ و خداوند قومی را دوست نمی دارد، مگر این که آن ها را مبتلا نماید.

به این نکته نیز باید توجه داشت که انبیا و اوصیا در بیماریهای جسمی و حسی شبیه دیگران اند؛ اما از ابتلای به برخی امراض که با اهداف بعثت منافات داشته باشد و موجب روی گردانی مردم از آن ها شود مصون و درمان اند، مانند جذام و برص.

دلیل آن هم این است که عموم مردم صحت و سلامتی جسمی را با کمالات روحی ملازم و همراه می دانند، لذا عنایات خداوند اقتضا می کند که پیامبران صاحب شریعت و مبعوث به رسالت را به بیماری هایی دچار نکند که خلق از آنها متنفر ، و از گرد آنها پراکنده نشوند ، اما در خصوص بعضی از پیامبران که صاحب شریعت نیستند و برخی اولیاء و مؤمنان بزرگ ابتلای به این گونه بیماری ها منعی ندارد چنان که حضرت ایوب و جناب حبیب نجار مبتلا بودند .

دنیا محل پاداش و مجازات نیست

باید دانست که دنیا نه دار کرامت و ثواب پروردگار است و نه محل عذاب، زیرا دار کرامت و پاداش عاملی است که نعمت های آن خالص و به سختی آغشته نباشد، در حالی که می دانیم لذات و خوشی های دنیا با سختی و درد همراه است و سختی ها و دردهای آن هم خالص نیست و گاه با نعمت و نقمت ایی همراه است.

لذا همان طور که در حدیث آمده است، علت ابتلای مؤمن در دنیا آن است که خداوند متعال دنیا را پاداشی برای مومن و یا مجازات برای کافر قرار نداده است. دنیا محل امتحان و دار تکلیف و مزرعه آخرت است. بنابراین کسانی که انتظار دارند خداوند متعال گنه کاران و ظالمان را قلع و قمع کند، خلاف سنت الهی می اندیشند، زیرا سنت الهی آن است که دنیا محل عمل باشد و در آخرت نتایج مشخص گردد.

اگر ظالم و ستمگری در دنیا مجازات شود، از عنایات خداوند متعال به اوست، همان طور که مهلت دادن به اهل معصیت هم استدراج(1) است، چنان که در آیه 177 سوره آل عمران آمده است.

" آنان که کافر شدند، گمان نکنند که مهلت ما به آن ها خیر آن هاست. همانا مهلتشان دادیم تا گناه را زیاد کنند و برای آن ها عذابی دردناک است ."

به این مطلب نیز باید اشاره کرد که میزان درک بلا و سختی بستگی به میزان درک مشخص دارد، لذا کسانی که عقل و درکشان کامل است به همان نسبت بلاهای روحانی را بیش تر درک می کنند. می توان گفت این که رسول خدا(ص) فرمود:" هیچ پیامبری اذیت نشد، آن گونه که من اذیت شدم، ناظر به همین معنا باشد، زیرا هر کس عظمت پرودگار را بیشتر درک کند، از گناه بندگان بیشتر متأثر می شود، پس اذیت و بلای او بیشتر خواهد بود.

پی نوشت:

1- " استدراج" به نقل از امام صادق(ع) چنین تعریف شده است:" وقتی که بنده گناهی را مرتکب می شود، اما نعمت او افزون می گردد تا او از طلب آمرزش غفلت ورزد، این همان استدراج است."